پیش بینی فینال بعدی تراختور و حوادث آن

امروز ساعت چهار تراختور بازی داره و من به همین مناسبت می خام در این مورد بنویسم. در فینال لیگ برتر قبلی، بازیکنان و هواداران تیم تراختور بازی را با یک شایعه باختند، قبل از پخش شدن شایعه یکی از بازیکنان تراکتور هم به ناحق اخراج شده بود. در این نوشتار می خواهیم پیشبینی کنیم که در بازی فینال لیگ بعد دست های پشت پرده از چه تکنیکی می تواند برای قهرمان نشدن تراختور استفاده کند:

-شایعه: در یکی از جنگ های نادر شاه با قوای عثمانی، در میانه ی گرد و خاک میدان نبرد، نیروهای عثمانی فردی شبیه به نادر را کشتند و این شایعه در بین ایرانیان افتاد که نادر شاه کشته شده است. بنابراین ایرانیان پا به فرار گذاشتند و نتیجه ی جنگ برعکس شد. لذا بعید نیست در بازی بعدی، نیروهای یگان ویژه یکی از فنون خود را بر روی شخصی شبیه به کاپیتان یا مربی تیم اجرا کنند تا در میانه ی میدان این شایعه به وجود بیاید که مربی یا کاپیتان تراکتور در بازی کشته شده است. تا به این ترتیب زمینه ی فرار بازیکنان را فرآهم آورند. لذا توصیه می شود که اشخاصی که از لحاظ قیافه شبیه به کاپیتان یا مربی تیم هستند در بین تماشاگران حاضر نشوند.

- ریختن قیر داغ از بالای دیوار ورزشگاه به سمت پایین به منظور جلوگیری از تصرف ورزشگاه توسط تماشاگران خط شکن و جلو گیری از بالا آمدن آنها از دیوار راست ورزشگاه. (مثل فیلم یوزارسیف، جنگ هورمهوب با معبد آمون)

- استفاده از دیواری بتنی در زمین، به منظور بستن تونل های احتمالی تماشاگران به داخل ورزشگاه.

- اعلام حکومت نظامی داخل ورزشگاه و ممنو کردن اجتماع بیش از دو نفر در بین تماشاگران.

- استفاده از یگان ویژه به عنوان داور بازی و مجروح کردن بازیکنان تراختور به صورت غیر عمدی. به این بهانه که اگر داور یک داور معمولی باشد، ممکن است توسط تراختورچی ها کشته شود. (بهانه ی شایعه ی قبلی هم همین بود)

- استفاده از داوران تیزبینی که تمارض های بازیکنان تراکتور را به خوبی تشخیص دهند. عموما در این تمارض ها پای بازیکنان حریف محکم به پای بازیکنان تراکتور می خورد و آن را زخمی می کند. و در اثر تمارض بازیکنان تراختور مثلا خون هم از پای بازیکن تراختور می آید.

- استفاده از کارد و خنجر قرمز و زرد به جای کارت توسط داوری که خود یگان ویژه است. این می تواند باعث ایجاد وحشت در بین بازیکنان گردد.

در این میان تراختورچی ها هم می توانند اقداماتی انجام دهند تا این قماش افراد نتوانند نقشه های خود را اجرا کنن مثلا:

- استفاده از دود سرخپوستی برای ارتباط با دنیای بیرون از ورزشگاه و فهمیدن نتیجه ی بازی دیگر.  چرا که در فتنه ی قبلی، شایعه باز ها موبایل ها را از کار انداخته بودند و هیچ موبایلی آنتن نمی داد. لذا اگر بازیکنان با این تکنولوژی قدیمی آشنا شوند و آموزش ببینند می توانند در صورت خرابی تلفن ها از آن استفاده کنن.

- شایعه ی پخش حلوا در بیرون فدراسیون: این موضوع می تواند باعث هجوم کارمندان و رئیس فدراسیون به بیرون فدراسیون گردد، که در نوبه ی خود می تواند آن ها از از کشیدن نقشه های خطرناک علیه تراختور باز دارد. در واقه با این شایعه فدراسیونچی ها به امید حلوا به بیرون هجوم می آورند و می بینند حلوایی در کار نیست. در نتیجه هم وقتشان تلف می شود وهم روحیه ی شان لطمه می بیند.

- رخنه در بین نیرو های یگان ویژه و باز گرداندن امنیت به ورزشگاه از این طریق.

-مابقی فنون رو نمی نویسم و به طور خصوصی به خودشون می گم تا فدراسیونچی ها و پشتپرده چی ها نتونن پیشگیری کنن.

پرده برداری از یک اشتباه در کتاب نوادر

چندی پیش در کتاب نوادر داستانی را خواندم که شایعاتی در رابطه با شهر تبریز نوشته بود. لیکن چون من خود در آن شهر بوده ام و دانم که شهری است بسیار نیکو اقدام به واکنش نموده و قلم به دست گرفتم.

آنچه در کتاب نوادر نقل شده است:

در زبانها نقل کنند که : شخصی به تبریز رسید و چون او را مکانی نبود شب بر در دکانی بغنود (احتمالا یعنی بخوابید).  دید عیّاری  بیامد سری در دست و به دکان در رفت و سر پیش چراغ داشت. یکی از عیّاران که در آن دکان به  عشرت مشغول بودند بر او هی زد که : این نه آن سر است، هر چه زودتر برو و آن سر بیار.  بدوید و ساعتی دیگر سری دیگر آورد. هم بر قرار اول اخطار کرده بود. بشتافت تا سر مقصود بیاورد. مرد مسافر برخاست و از شهر بگریخت. دوستی به او رسید. گفت: چرا در شهر  درنگ نکردی ؟ گفت : اینجا بی گناه کشته باید شد و من اگر سعی کنم گناهی نکنم که مستوجب کشتن گردم، چه تدبیر کنم تا به غلط کشته نگردم.

آما آنچه در واقعیت اتفاق افتاده است:

من خود آن عیّاران را از نزدیک دیده ام و به آن دکان اندر خسبیده ام، لیکن کسی سر زتن ما جدا ننمود. لکن چندین احتمال می دهم که بلاشک یکی از اینها درست خواهد بود.

1 - «راغب اصفهانی» نویسنده ی اصلی این داستان، به منظور توجیه اعمال فدراسیون فوتبال کشور که منجر به دوم شدن تراکتور و اول شدن تیم شهرش شد چنین داستانی را سرهم کرده تا شاید اول شدن سپاهان را توجیه کند. البته ما قصد هیچ توهینی به اقلیتهای اصفهانی کشور نداریم و گوییم همه جای ایران سرای من است.

2 - از راوی بپرسید که آیا درست در همان شب بازی تراکتور و نفت در آنجا بود یا در وقتی دیگر. اگر چنین بوده، عیّاری که داخل دکان بوده رییس فدراسیون را می شناخته، و به سر ها نگاه می کرد که ببیند عیّار دیگر سر را درست آورده یا نه. البته این هم از نظر بسیار دور است، چرا که همه تماشاگران تراختور دیدند که رییس فدراسیون نیم ساعت قبل از پایان بازی تبریز را ترک گفته و به اصفهان رفته.

3 - چندی از تماشاگران تراکتور به منظور خالی کردن خشم خود اقدام به بریدن سر بازیکنان نفت می کردند که این هم خود با نص متن داستان نیز صادق نیست. چرا که اولا ما خشم خود را بر روی تعدادی از صندلی ها خالی کردیم نه بر روی بازیکنان حریف. در ثانی اصل داستان نشان می دهد که آن ها دنبال سر فردی بودند که عیّار داخل دکان آن را می شناخت، نه تعدادی بازیکن. ثالثا هیچ گذارشی از گم شدن بازیکن یا تماشاگر نفتی ارائه نشده است. لذا این خود به خودی خود مردود است.

4 - شاید راوی یکی از تماشاگران نفت تهران بوده و آن چند عیّار می خواستند او را بترسانند و به شوخی چند سر آورده اند تا روحیات تماشاگران طرف را از بین ببرند. این نیز به نظر بعید آید، چرا که تماشاگران تراکتور خود آن قدر روحیاتشان نسبت به روحیات سایر تیم ها بالا بود که نیازی به این کارها نداشتند و این گونه رفتار ها از همان فدراسیونی ها بر آید.

5 - با توجه به آسیایی بودن تراختور، شاید فردای آن روز تراکتور با تیمی از عربستان سعودی بازی داشته و آن چند عیّار، تروریست های سعودی را از میان تماشاگران سعودی شناسیایی کرده و سر آن ها رو می بریدند تا دست به عملیات انتحاری نزنند. شما لطفا از راوی بپرسید دقیقا این اتفاق در چه تاریخی بوده تا من بگویم که تراکتور با چه تیمی بازی داشته است.

6 - آیا راوی حالش خوب بوده؟. آیا اکنون احساس سردرد یا سرگیجه ندارد؟. راغب اصفهانی چه طور؟. آیا چیزی مصرف می کنند. آیا سابقه ی توهم داشته اند؟.