گفتار اندر باب استخدام و آزمون آن
پس چون این سخن بشنیدم به نزد شیخی شدم و گفتم: « شیخ ما به سلامت باد. مگر نه اینکه در قوانین جمهوری اسلامی از برگزاری آزمون هایی قبل از استخدام افراد سخن به میان آمده است. پس مولانا در این روزنامه از کدام رابطه و ظابطه سخن گفته است. و اگر این آزمون ها برای استخدام در دولت است، پس چرا نخبگان به دیار افرنگ پناه ببرند و در این آزمون ها شرکت همی نکنند.»
پس شیخ ما که خود از مریدان وی بود بگفت: «بدان که من خود در دوران صدارت وی به کار همین آزمون بودم و سبب آنکه پرسیدی این است که آزمون تنها آزمون کتبی و شفاهی نمی باشد. بدان که آزمون در لغت معانی بسیار دارد و این دست ما برای استخدام باز گزارد.»
شیخ ما بیفزود: «بدان که مولانا دهخدا یکی از معانی آزمون را همان بلا و مصیبت دانسته است. پس ما افراد را قبل از استخدام به بلا گرفتار کنیم تا بدین طریق آزمون شوند. و گاه افتد که یارو نخبه باشد و ما بلای او را این قرار دهیم که تا آخر عمر هم اگر منتظر بماند استخدامش نکنیم. که هر که را نخبگی شاید، بلایی عظیم هم ورا باید تا بهتر آزموده شود.»
پس چون شیخ این بگفت، مریدان جملگی به سر وجد آمدند از علم و کمالات شیخ؛ چنان که مولانا جمال الدین عجمانی که پسرش به تازگی استخدام شده بود گاوی را سر برید به شکرانه ی این حاضر جوابی شیخ.